روزگار سپری شده دختران سالخورده

آرام وارد راهرو شد. بی آن که چراغ راه پله را روشن کند، کورمال کورمال از پله ها بالا رفت. مواظب بود کسی متوجه رفت و آمدش نشود که ناگهان دستش به زنگ همسایه خورد و از ترس وسایلی که در دستش بود به زمین ریخت. بی درنگ مرد همسایه جلوی چشمانش ظاهر شد و خواست به او کمک کند. همین طور که در حال جمع کردن وسائل بود چشم از او بر نمی داشت و نگاه هایی عجیب و غریب می انداخت که خبر از شومی افکارش می داد...آرام وارد راهرو شد، بی آن که چراغ راه پله را روشن کند. کورمال کورمال از پله ها بالا می رفت، مواظب بود کسی متوجه رفت و آمدش نشود که ناگهان دستش به زنگ همسایه خورد و از ترس وسایلی که در دستش بود به زمین ریخت. بی درنگ مرد همسایه جلوی چشمانش ظاهر شد و خواست به او کمک کند. همین طور که در حال جمع کردن وسائل بود چشم از او بر نمی داشت و نگاه هایی عجیب و غریب می انداخت که خبر از شومی افکارش می داد. تا اینکه مرد همسایه صدای عصبانی همسرش را شنید، شب به خیری گفت و به داخل رفت. تمام این ملاحظه کاری ها به خاطر این بود که ساکنان آپارتمان دوست نداشتند یک همسایه مجرد در کنارشان زندگی کند. آن هم یک زن!پدیده نو ظهور در جامعه ایرانی
امروزه شاهد رشد روز افزون موسسات آموزش عالی و دانشگاه ها هستیم. جوانان، جمعیت فعال و آنهایی که آرزوهایی بزرگ در سر می پرورانند، مشتاق تحصیل در این موسسات هستند. در این میان با رشد ناگهانی دانش پذیران زن مواجه می شویم. رشد افزایشی این رویکرد در جامعه تبعاتی به دنبال دارد که افزایش سن ازدواج و مشکلات ازدواج دختران تحصیل کرده و توقعات بالای این قشر از آن جمله اند.به گفته کارشناسان "هر چه تحصیلات دختران بالا می رود دایره همسر گزینی آن ها تنگ تر می شود". بر این اساس دختری که تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کرده است. فقط حاضر است با کسی ازدواج کند که حداقل تا این مقطع یا بالاتر از آن تحصیل کرده باشد.مقدمات زندگی مجردی
تحصیلات عالیه در میان دختران و جدایی از خانواده برای ادامه تحصیلی از دسته عواملی است که سبب می شود دختران، آماده برای یک زندگی تنها و مجردی شوند. همین طور طلاق دیگر معضلی است که زنان را تشویق به مجرد زندگی کردن می کند.هنگامی که زنی برای جدایی از همسرش با مخالفت خانواده مواجه می شود به این سمت می رود که دور از همه و به تنهایی زندگی کند.
حال اینکه زنی جوان بتواند تنها زندگی کند، پدیده ای نوظهور و عجیب در جامعه ایران تلقی می شود.زیرا، همیشه زنان دراین سرزمین در سایه و ولایت مردی مثل پدر، برادر، همسر، پسر، زندگی کرده اند.
در سال های اخیر تعداد دختران دانشجو که از روستا یا شهرستان به قصد تحصیل به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند، زیاد شده است. تجربه استقلال فردی و زندگی دور از خانواده و به دور از محدودیت ها، باعث شده تعداد کثیری از دختران متمایل باشند جایی دور از خانواده زندگی کنند.
که البته اجازه این استقلال از سوی ساختار سنتی خانواده ایرانی، غالبا به بهانه فرصت شغلی بهتر یا ادامه تحصیل و ساختن آینده ای روشن به دختران داده می شود.
بیشتر زنانی که زندگی مجردی را تجربه کرده اند معتقدند در صورت وجود منبع درآمد کافی این نوع زندگی از امتیازات بسیاری برخوردار است.
البته مشکلاتی هم در حاشیه این نوع زندگی وجود دارد که قابل بحث و بررسی است. بسیاری از مسئولیت ها در خانه مردانه تلقی می شود که اصولا یک زن از به عهده گرفتن آنها به واسطه نوع تربیت و نگاه اجتماعی به آن، عاجز است.استقلال دختران در سایه حمایت خانواده
فاطمه، الف دختر 35 ساله ای است که بعد از مرگ پدر و مادرش به تنهایی زندگی می کند. او درباره مشکلات تنها بودنش می گوید: گاهی لوازمی در خانه خراب می شود و من در تعمیر آنها تخصصی ندارم که در این صورت برای آوردن تعمیرکار مجبورم با دوستی و یا همسایه ای هماهنگ کنم تا در زمان آمدن تعمیرکار در خانه تنها نباشم.
الهه دیگر تنهای آپارتمان نشین می گوید: وقتی آپارتمانی را اجاره کردم متوجه شدم همسایه ها خیلی از بودن من در ساختمان راضی به نظر نمی رسند و و زن های همسایه چپ چپ نگاهم می کنند و به نظر می رسید مردها نیز زیر چشمی مرا می پایند و مترصد فرصت اند. من همیشه در یک انزوا و اضطراب به سر می برم.
مریم احمدی؛ جامعه شناس در گفتگو با برنا درباره علاقه زنان به تنهایی زندگی کردن می گوید: یکی از اهداف توسعه و گام نهادن در مسیر مدرنیزم، اشتغال زن و استقلال مالی اوست.
این مشارکت در امور اقتصادی به نوعی آگاهی منجر می شود که استقلال را در تمام زمینه ها طلب می کند. یکی از تبعات استقلال مالی در زنان علاقه آن ها برای رهایی از سلطه والدین است. جامعه نیز به شکل خودکار این اتفاق را ترغیب می کند.
این جامعه شناس می گوید: بیشتر دخترانی که مستقل از خانواده زندگی می کنند به بهانه ادامه تحصیل از شهرها و خانواده خود جدا شده اند و بخشی دیگر از آن ها محصول طلاق هستند.
وی ادامه می دهد: در ایران مجرد زندگی کردن مساوی است با افزایش فساد و بی بند و باری اما الزاما این پدیده چنین پیامدی ندارد.به اعتقاد این جامعه شناس بهترین الگوی استقلال دختران جوان در ایران استقلال در سایه نظارت خانواده و حمایت آن ها با در نظر گرفتن حقوق فردی دختران است.عروس هایی بزرگتر از دامادچند سالی است که با ازدواج دخترانی در سنین بالاتر از پسران روبرو هستیم. تفاوت های انسان های دیروزی و امروزی سنت هایی را که در مقوله ازدواج حکمرانی می کنند، تحت تاثیر قرارداده و باعث شده که ازدواج دختران با پسران جوان تر را شاهد باشیم.حال اگر بگوییم؛ ازدواج به بزرگترین ریسک زندگی دختران و پسران تبدیل شده است، بیراه نگفته ایم.رسیدن به سنی که تنهایی آزارت می دهدهمچنین شیوع چنین موضوعی سبب شده شاهد افزایش 57/57 درصدی ازدواج هایی باشیم که سن زن 20 سال بیشتر از شوهر است. امروز کم نیستند دخترانی که در جوانی، تب رفتن به دانشگاه و مستقل شدن در آن ها داغ بوده و احساس می کردند ازدواج مانعی بر سر راه پیشرفتشان است. در نتیجه پیشنهادهای ازدواج را رد کرده و یا جواب منفی می دادند. اما اکنون به سنی رسیده اند که تنهایی آزارشان می دهد و مردان کمتری خواهان ازدواج با آنها هستند. این قشر برای خلاص شدن از حرف ها و حدیث ها حاضرند با پسرانی کوچکتر از خودشان ازدواج کنند.فرزانه 35 سال و همسرش 26 ساله است او خود را زنی فریب خورده می پندارد و می گوید ازدواج اولش با مردی که 15 سال از او بزرگتر بوده صورت گرفت و در پی ابراز علاقه شدید همسر دومش که در یک میهمانی با او آشنا شده بود ازدواج با وی را پذیرفت. اما هنوز دو سال از ازدواجشان نمی گذرد که متوجه می شود تمام این ابراز احساسات به خاطر پول و مادیات بوده است.علی که 8 سال از همسرش بزرگتر است در این باره می گوید طبیعی است که پسر به خاطر مرد بودنش و سنت حاکم شده بر فرهنگ جامعه باید چندسالی از همسرش بزرگتر باشد.اما من و همسرم با آن که با مخالفت های خانواده مواجه شدیم و از نظر مالی در شرایط بدی به سر می بردیم با تلاش و اتحاد با یکدیگر توانستیم به مدارج عالی برسیم و زندگی ایده آلی داشته باشیم.مشکلات مالی عامل اصلی ازدواج های غیر متعارفحمید اولادی کارشناس مسائل حقوقی در مورد افزایش تفاوت های سنی در ازدواج به خبرنگار برنا می گوید: مشکلات مالی باعث گرایش دختران جوان به ازدواج با افراد مسن شده است و از طرفی ممکن است پسرانی که مشکلات مالی دارند با دختران بزرگتر از خود ولی با وضعیت مالی مناسب ازداج کنند.وی یادآور شد زمانی که پسری با زن مسن تر از خودش ازدواج می کند در آینده دچار مشکلاتی خواهد شد چون از لحاظ روحی و اخلاقی با یکدیگر متفاوت هستند.به گفته این کارشناس حقوقی وقتی سن بین زوجین افزایش می یابد مشکلات و اختلافات نیز زیاد می شود.اولادی اظهار داشت: تاثیرات فرهنگی جانبی باعث می شود که جوانان ما بدون تفکر اقدام به ازدواج کنند و از روی اجبار و فشار محیط، افرادی را برای ازدواج انتخاب کنند که از لحاظ سنی تفاوت بسیاری با آن ها دارد.وی در پایان می گوید: خانواده ها معمولا با این نوع ازدواج ها مخالف هستند و دختر و پسرها معمولا به شیوه معامله به این نوع از ازدواج ها نگاه می کنند. اغلب جوانانی که برای ازدواج ها با تفاوت سنی زیاد تمایل دارند این گونه تصور می کنند که جوانی را می دهم ولی در مقابل پول و وضعیت اقتصادی خوب را به دست می آورم. طبیعی است که وقتی زندگی شکل معامله می گیرد مسلما مشکلاتی را در پی خواهد داشت.رسیدگی مادرانه به مردانی کوچکبنابراین امکانات و وضعیت اقتصادی مناسب یکی از دلایلی است که جوانان را به سمت زنان مسن تر از خود می کشاند، زنانی که با مردان کوچک تر از خود ازدواج می کنند در حقیقت نقش "همسر- مادر" را برای شوهر خود اجرا می کنند و شوهران را مانند فرزندشان حمایت و رسیدگی می کنند و این می تواند نکته مثبت این ازدواج ها باشد. اما به دلیل سابقه فرهنگی و کلیشه های سنتی در مورد این نوع ازدواج زنانی که با مردان کوچک تر از خود ازدواج می کنند مجبور به تحمل فشار و مشکلات بیشتری هستند چون هم از طرف خانواده شوهر و هم اجتماع، مورد تمسخر و ایراد قرار می گیرند.یکی دیگر از معایب این نوع ازدواج ها این است که جوانان به جای اینکه روی پای خود بایستند یا ریشه های اصلی ناکامی شان را پیدا کنند به اتکا کردن و قرار گرفتن در پناه شخص دیگری عادت می کنند که این شخص می تواند همسری با 10 سال اختلاف سنی باشد.دکتر علی محمدی در خصوص جنبه های مختلف این نوع ازدواج ها به خبرنگار ما گفت: یکی از جنبه های مثبت این ازدواج ها ضد کلیشه بودن آن است. از سوی دیگر ازدواج زنان با پسران کوچک تر از خود ازدواج های موفق تری است، یعنی وقتی آمار این نوع ازدواج ها افزایش می یابد، نشان می دهد که جوانان برای ازدواج از امکانات موجود استفاده می کنند و زنان هم به جای اینکه همسر دوم مرد دیگری شوند پسران جوان را برای زندگی مشترک خود انتخاب می کنند.وی در ادامه تاکید می کند، با تمام این حرف ها اختلاف سن زیاد در ازدواج نوعی ناهنجاری محسوب می شود و باید دلایل این ناهنجاری ها بررسی شود.شرایط جامعه باید به گونه ای باشد که وسایل رسیدن به هدف های موجود را با امکانات افراد هماهنگ کند و گرنه وقتی بین این خواسته ها و امکانات موجود در جامعه شکاف به وجود بیاید شاهد ازدیاد ازدواج با فاصله سنی بالا و دیگر مسائل بحرانی در امر ازدواج خواهیم بود.  فقر و ثروتدر طول تاریخ همواره انسان های فقیر و ضعیف وجود داشته اند . متاسفانه فقر بر خلاف آنچه که تصور می شود نه یک قانون الهی بلکه یک قانون اجتماعی است . به این معنا که افرادی که شم اقتصادی قوی دارند با استفاده از نیروی فکرشان و تا حدی هم شانس دسترنج مردم محروم است 

 


دسته ها :
سه شنبه سوم 10 1387
X