اپلیکیشن هایفارسی موبایل بزودی می میرند – این عنوان شاید برای شما کمی عجیب باشد ولیاین را باید از زبان برنامه نویسان این حوزه پرسید که چرا این روزها حال وهوای تولید اپلیکیشن های موبایل خوب نیست و چرا خوب نمی فروشد و یا اینکه چرا تمایلی به آن برای صاحبان مشاغل کمتر دیده می شود. انگار باید قانون کپی رایت و حقوق ناشرین برای همه آموزش داده شود و یا اینکه آموزش نیاز نیست کسی نیاز به این مسعله را مهم نمی داند.



دردو دل اول برنامه نویسان و بنده

زمانی بود خوشحال بودیم بازاری برای رونق کسب و کارمان نظیر مارکتهای ایرانی و خارجی فراهم شده که ایده خودمان را عملی کنیم و روانه بازار کنیم و از آن کسب درآمد کنیم . آخه کم زحمت نکشیدیم . ساعتها شاید هم سالها وقت گذاشتیم مقالات و کتابهای آموزشی خواندیم و هزاران ایده را تجربه و امتهان کردیم .حال باید شاهد هک و یا دزدیده شدن ایده و یا قالب نرم افزارها و حتی فروش نرم افزارها به صورت غیر قانونی باشیم.

 

مجریان قانون کپی رایت کوتاهی می کنند یا برنامه نویسان.

آیا برای جلوگیری از این سوء استفاده ها و دزدی های مجازی تدبیری صورت گرفته؟ مقصر کیست .؟ برنامه نویسان یا مجریان قانون .؟ آیا قوانین ناشرین نرم افزار همانطور که برای برنامه نویسان سخت گیری می شود برای استفاده کنندگان هم از جانب مجریان قابل پیگیری است.؟ و یا اینکه برنامه نویسان برای نشر برنامه های خود تمامی مساعل امنیتی را رعایت می کنند.

 

 

راه کار و قانونی کردن برنامه ها

خب پس از بررسی های به عمل آمده خدا را شکر شاهد شروع پیگیری های موثر سازمان ارشاد اسلامی و رسانه های دیجیتال در این خصوص هستیم و کم کم مشاهده می شود که تمامی کانالها ,شبکه های مجازی,اپلیکیش ها,سایتها ,نرم افزارها,صفحات اینترنتی,و فعالیتهای دیجیتال و فرهنگی در قالب دریافت کد شامد و یا مجوز مربوطه قابل شناسایی و پیگیری است و این جای خرسندی دارد و به همان اندازه جای کار….

 

وظیفه ما {برنامه نویسان} و مجریان قانون در این حوزه

 اگر با در نظر گرفتن مساعل ذکر شده عمل نکنیم عمر این حرفه روبه اتمام است و دیگر انگیزه ای برای برنامه نویسان جهت تولید و پشتیبانی اپلیکیشن ها وجود ندارد. برنامه نویسان باید مواردی را که از سوی وزارت ارشاد جهت ثبت اثر مستندسازی شده به دقت بررسی و در برنامه های خود اعمال کنند و بیشترین تمرکز را روی امنیت برنامه خود بگذارند. و مجریان این حوزه نیز علاوه بر تدابیر پیش رو راه کارهای دیگری برای جلوگیری از این نوع سوء استفاده ها امتهان کنند.

 

قانون کپی رایت در ایران خوب اعمال نمی شود این شعار اکثر اصناف مجازی و نرم افزاری است.کمک کنید….

 

 

لینک دریافت مجوزها و کد شامد وزارد ارشاد

عنوان مطلب: اپلیکیشن های فارسی موبایل بزودی می میرند

نویسنده: حسین اقلیمیا

منبع: مجله اینترنتی ست سایت

آدرس صفحه: https://goo.gl/N9KzLk

 

 

دوشنبه بیستم 9 1396

با سلا م به دوستاران انتخاباتی

بحثهای داغ انتخاباتی و نظرات و رآی خود را در این سایت مطرح کنید

شما هم دفاع کنید...........

www.p30n.ir/forums.html

 

دسته ها : اجتماعی
يکشنبه هفدهم 3 1388
قواعد دیپلماسی برای حفظ موازنه قوا در جهانی صورت گرفته است که آمریکا بر آن سیطره دارد و بنابراین ، تنها آمریکاست که اجازه دارد تا قوانین این بازی را رعایت نکند. دیگران موظف هستند که نه تنها تسلیم این بازی بین المللی شوند، بلکه اصلآ به روی مبارک خویش نیز نیاورند که این فقط یک بازی است. از این لحاظ دیپلماسی به هنر پیشگی شبیه است ، اگر چه به مراتب از آن دشوارتر است ، چرا که بر یک نمایشنامه معین و آزموده متکی نیست. بازی دیپلماسی نیز بازی مرگ است و هر که در این بازی بازنده شود باید بمیرد، اما به مرگی واقعی؛ کافی نیست که مردن را بازی کند، که در این بازی فقط باختن است که بازی نیست . آمریکا اجازه دارد که قواعد بازی را رعایت نکند و وقتی هم که چنین می کند ، باز قاعده بر این است که نه فقط همه همه خود را به نفهمی بزنند ، بلکه این خلاف آمد را نیز به مثابه یکی از قواعد بازی توجیه کنند. وقتی این توجیه اصل باشد، بازی می تواند هر قاعده ای به خود بگیرد وکسی هم حق اعتراض ندارد . انقلاب اسلامی، چه بخواهیم و چه نخواهند، ما را از این بازی بین المللی بیرون کشیده است . اما جهانی که آمریکا بر آن سیطره دارد _ یعنی کره زمین _ جهانی نیست که در آن بتوان برای همیشه از این بازی جهانی بیرون کشید . مکر این عالم در آنجاست که «زندگی واقعی» و «بازی» را به یکدیگر مبدل ساخته و بنابراین ، واقعیت چنین صورت پذیرفته است که هر که در بازی شرکت نکند «دیوانه» می پندارندش. و فقط به این پندار نیز بسنده نمی کند: می گیرندش و بند غل و زنجیر گرفتارش می کنند و این همه در چشم مردمان نیز عادلانه می نماید. ....و اما تا کجا باید به این قواعد گردن نهاد ؟ شرط زنده ماندن در این جهان آن است که « عاقلانه» رفتار کنی و عقل نیز تعریف خاص خویش را دارد : عقل یعنی تسلیم.... و «عاقل» کسی است که به وضع موجود گردن بگذارد و از خلاف آمد عادت اجتناب ورزد، هر چند همچون مردمان بوسنیا هرزگوین غریبانه و مظلومانه در چنگال شقی ترین اشقیای تاریخ گرفتار آمده باشد. ...و اما از قواعد این بازی بی رحمانه مرگ یکی هم آن است که هر گاه مصالح آمریکا ایجاب کند، بعضی ها اجازه داشته باشند که خلاف همه اصول پذیرفته بین المللی رفتار کنند. در همین جهان راسیونال ، اسرائیل از نیم قرن پیش هر آنچه خواسته ، کرده است و هیچ یک از سازمان های بین المللی بازی حقوق بشر نیز ممانعتی جدی از خود نشان نداده اند. در همین جهان خرد گرا ، وقتی عراق در تفسیر ایما و اشاره های آمریکا اشتباه می کند و به کویت حمله ور می شود، بیست هفت کشور جهان برای سرکوبی او بسیج می شوند و فاتحانه صدام را _ که نه ، مردم عراق را _ به جرم نقض حقوق بشر گوشمالی می دهند ، اما آنگاه که همین صدام شنیع ترین جنایات را درباره شیعیان جنوب عراق اعمال می کند و از زمین و آسمان آتش و بمب های شیمیایی برسر آنان فرو می ریزند، انگار نه انگار که واقعه ای رخ داده است . همین صدام که اکنون در چشم غربیان خونخواری است چون آتیلا ، تا پیش از تجاوز به کویت قهرمان مبارزه با بنیاد گرایی اسلامی بود و چهره ای آنچنان وجیه داشت که حتی در کویت بسیاری از خانواده ها نام فرزندان خویش را «صدام» می گذاشتند. و اکنون نیز.... صرب های نژاد پرست اجازه یافتند که بی سر و صدا ، برای مدتی نه چندان کوتاه، تا نابودی کامل مسلمانان بوسنیا هرزگوین از قواعد بازی عدول کنند. جنایات صرب ها اگر چه به لحاظ زشتی و شناعت آن بی نظیر نیست ، اما به لحاظ وسعت اعمال چنین جنایاتی کاملآ بی سابقه است. دادگاه نورنبرگ دادگاهی است که در آن شکست خورده ها محاکمه میشوند ، نه فاتحان. و جنایات هیتلر نیز از آن روی بزرگ نمایی شد که بتواند یهودیان را برای مهاجرت هر چه وسیع تر و سریع تر به اسرائیل _ فلسطین اشغالی _ تحریض کند. و حالا که اوضاع با آن روزگار قابل قیاس نیست و دلایلی از آن نوع نیز وجود ندارد ، چرا باید مردم جهان از جنایات صرب ها و شدت و حدت آن خبردار شوند؟ ....و اما نقطه قدرت شیطان همواره نقطه ضعف او نیز هست و نه فقط شیطان، که این از سنن لا یتغیر عالم است. وقتی دشمن از قواعد بازی بین المللی دیپلماسی عدول می کند بهترین شرایط فراهم خواهد شد که ما نیز در برابر قواعد بازی عصیان کنیم . و اکنون بر دنیای بی رحم ما چنین وضعی حاکم است.صرب ها با همدستی ارتش یوگوسلاوی و تحت تعلیمات مستقیم مستشاران نظامی اسرائیلی، بازی معمول دیپلماسی را به هم ریخته اند و شرایطی را پیش آورده اند که در آن ، برای مانیز عدول از قواعد بین المللی بازی فراهم آمده است. پیشنهاد تشکیل ارتش متحد مسلمانان برای مقابله با جنایات صلیبی صرب های نژاد پرست علیه مردمان بوسنیا هرزگوین میتواند تنها در محدوده ایران محصور نماند و به صورت یک بسیج جهانی مسلمانان در آید. مسلمانان سراسر جهان اکنون از آن آمادگی برخوردارند که فارغ از مناسبات دیپلماتیک دولت ها چنین ارتشی را سازمان دهی کنند ، چنان که در قبضه سلمان رشدی نیز چنین آمادگی وسیعی داشت و به موقع مورد بهره برداری امام امت (س)  قرار گرفت. دنیای ارتباطات اگر چه باید اذعان داشت که مسیطره امپریالیسم خبری است، اما در عین حال عالمی نیست که در آن امکان هدم کامل واقعیت موجود باشد، چنان که در این واقعه نیز چنین روی داده است که علی رغم مصالح دیپلماتیک آمریکا، خبر جنایت صرب ها _ اگر چه نه با همان وسعت و شدت واقعی خویش _ به گوش مردمان جهان رسیده است و فضای روانی مردم سراسر عالم را آماده ساخته تا ارتش متحد اسلامی را همچون جوابی ناگزیر به این جنایات تلقی کنند. وقتی صرب ها ابا ندارند از آنکه ماهیت تجاوز خویش را که یک جنگ صلیبی دیگر است آشکار کنند، این آمادگی وجود دارد که آنچه محور وحدت ما واقع می شود نیز «اسلام» باشد. صدای همه بچه ها شبیه به یکدیگر است و تا آنگاه که فریاد وحشت زده کودکان بوسنیا هرزگوین زیر تیغ جلادان صرب در فضای کره زمین می پیچد هیچ پدری نخواهد توانست بی دغدغه به خنده های شادمانه فرزند خویش گوش بسپارد. مسلمانان سراسر جهان اکنون آمادگی دارند که برای عضویت در یک ارتش متحد اسلامی نام نویسی کنند و در گردان ها و لشکرهایی منظم سازمان یابند، زیرا تا هنگامی که صلیبیها و نژاد پرستان در کره زمین وجود دارند، احتمال باید داد که در هر جای دیگری از این سیاره واقعه بوسنیا هرزگوین تکرار شود.      www.niazeemrooz.ir 
دسته ها : اجتماعی
جمعه سیزدهم 10 1387
جنبش حماس نمونه ای جامع از جریان رو به رشد اسلامی در مقیاس فلسطینی آن است. این جنبش در مدت کوتاهی که از تأسیس آن می گذرد توانسته است طرحی ملی و اسلامی در چارچوب نگاهی اسلامی و میانه رو که گستره وسیعی از تفکرات را در بر گرفته و ابعاد مختلف تبلیغی، اجتماعی ـ اصلاحی با هدف تحکیم پایه های دین اسلام در جامعه و نیز جهادی و رهایی بخش دارد برای فلسطین ارائه دهد. این جنبش با آغاز فعالیت جهادی به اشکال و ابعاد گوناگون آن که از حمایت راهبردی ـ مردمی مسلمانان نیز برخوردار است، موفق شده است به ویژه در انتفاضه جاری (الاقصی) پیروزیهای بسیار مهم و راهبردی به دست آورد که در نهایت به سود جریان عام اسلامگرایی است که جنبش حماس بخشی از بافت عمومی آن محسوب می شود. در اینجا به خلاصه ای از این دستاوردهای راهبردی که باید به نفع پدیده اسلامگرایی در عصر حاضر از آن بهره گرفت و یقینا فواید زیادی برای آینده امت اسلامی دارد، اشاره می شود: - حماس و جریان مقاومت گردونه سازش سیاسی را نابود کرد و دستاوردهایی را که این جریان پس از امضای قرارداد اسلو در دهه نود قرن گذشته میلادی کسب کرده بود ناکام ساخت و برنامه های امپریالیسم غربی را که به هدف سلطه بر منطقه طرح ریزی شده بود، عقیم گذاشت.
- جنبش حماس الگویی فعال از جریان اسلامگرا در برابر یأس و ناامیدی که بر افق سیاسی جامعه عربی و اسلامی سایه افکنده بود، از خود ارائه داد و با تأکید بر اندیشه فراگیر مقاومت، ملت فلسطین و گروههای فلسطینی را بر لزوم ادامه مقاومت بر اساس احیای مفهوم فریضه جهاد اسلامی با خود همراه ساخت تا این امر زمینه ساز آزاد شدن اندیشه عربی و اسلامی از اسارت فرهنگ شکست و یاس گردد و نمونه ای عملی بر امکان پذیر بودن بیرون راندن اشغالگران صهیونیست از سرزمینهای اسلامی و ریشه کن کردن آن از منطقه ارائه دهد.
- جنبش حماس جهاد را به عنوان سوپاپ اطمینان حراست از مشروعیت دینی مسأله فلسطین معرفی کرد تا از بسته شدن پرونده فلسطین مطابق با مفاهیم سازشی که از سوی جریانهای سکولار ارائه می شد و البته مفاهیم مورد قبول این جریانها با خواسته های صهیونیستها کاملا منطبق است، جلوگیری شود.
- طرح مقاومتی که از سوی حماس مطرح شد اهداف بنیادین توطئه صهیونیسم را به چالش عمیق کشید و آنها را نابود ساخت و حال آنکه طرح صهیونیسم از ابزارهای توانمند نظامی و سیاسی برای پیشبرد اهداف خود بهره می گرفت. مقاومت حماس تئوری امنیت رژیم صهیونیستی را در هم نوردید و پروژه صهیونیسم را به بازنگری در اهداف اصلی خود در اندیشه های سیاسی ـ راهبردی اش وادار کرد که ساخت دیوار حایل و فرار از غزه نمونه ای از این تحول است.
البته نمی توان تحولات داخلی فلسطین و تغییراتی که در عناصر مقاومت ایجاد شده را در تحقق این دستاوردها و پیروزیهای متعدد دیگر سهیم ندانست، اما جنبش حماس به ویژه در مرحله کنونی به عنوان خمیر مایه پیشروی و تحقق پیروزیهای طرف فلسطینی به صورت عام محسوب می شود. اما این پرسش مطرح می شود که پیروزیهای این جنبش در فضایی که آمریکا در تلاش است بر منطقه سلطه یابد، چه تحولاتی را شاهد خواهد بود و با وجود عجزی که گریبانگیر محافل رسمی عربی و حکومتهای اسلامی است، چه کسی مسئول استفاده از این پیروزیها و حفظ این دستاورده است؟ ناظران امور بر این باورند که اندیشه سیاسی جهان عرب و اسلام ناتوان یا احتمالا غافل از توجه به دستاوردهای مقاومت است، چرا که لوازمی جهت درک ماهیت این پیروزیها نیاز است. این مسأله به ویژه با وجود تصمیم گیریهای غیر فعال و بی تأثیر کسانی که زمام امور را در شرایط فعلی در دست دارند، نمود بیش تری می یابد. یک پرسش اساسی دیگر در اینجا مطرح است و آن اینکه، اگر اندیشه سیاسی حاکم بر جهان عرب و اسلام از کنش و واکنش عاجز است پس چه کسی مسئول حمایت از مقاومت و پیگیری امور مربوط به آن است؟
آیا چنین مسئولیتی بر گردن عموم مردم است؟ اگر بر فرض مردم را مسئول بدانیم پس موتور محرک ماشین این مردم که منتظر استارت هستند، کدام است؟
آیا اندیشمندان یا علمای دین چنین مسئولیتی دارند؟ اگر چنین است پس آنان کجایند و منتظر چه چیزی هستند؟
اگر مفاهیم جامعه شناسی را در این بحث دخالت دهیم این پرسش مطرح می شود که پس نقش نخبگان در این میان کدام است؟ چگونه به حرکت در می آیند و چه چیزی آنان را به حرکت در می آورد و آیا فقط این بس است که امید به احتمال پدیدار شدن کورسوی امید را مطرح کنیم؟
این پرسشهای متعدد تاکنون به ذهن بسیاری از کسانی که نسبت به آینده امت اسلامی و مقدسات آن نگرانیهای عمیقی دارند و غیرتی در درونشان به جنبش درآمده، خطور کرده است. من به این پرسشها پاسخ نمی دهم و وا می گذارم تا همچنان افکار منتظر ملتهای عرب و مسلمان و نخبگان آنان را به چالش بکشد. با این وجود، بر این باورم که مسئولیت بزرگ در قبال حماس و دیگر جنبشهای مقاومت اسلامی بر عهده رهبران تأثیر گذار و تصمیم گیران جریان اسلامگرا است، زیرا حماس و همتایان آن فقط خمیرمایه و پیشقراول پیروزیهای این جریان و واکنشی مثبت در قبال یأس و ناامیدی رو به رشد جریانهای دیگر است و از آنجا که دستاوردها و پیروزیهای این جنبشها در اصل به سود پدیده اسلامگرایی است و به تعمیق و محبوبیت بیش تر برنامه های اسلامگرایان در نزد عامه مردم می انجامد، ضرورت ایجاب می کند که این پدیده و دست اندرکاران آن از این گونه جنبشها و اهداف تأثیرگذار آنها بر کل جریان اسلامگرایی حمایت کافی به عمل آورند.
به دیگر سخن، منطقی نیست که جریان اسلامگرا و جبهه های فعال آن جهاد را به فلسطینیان و در بیت المقدس منحصر بدانند، بلکه می بایست این نوع از مبارزه کاملا شکل اسلامی به خود بگیرد و دائره فعالیت خود را بر حسب ابزارهای موجود گسترش دهد تا از اسارت اندیشه انتظار رهایی یابد، زیرا فلسطینیان و قیام و انتفاضه آنان فقط بسان نوک پیکانی هستند که در سینه پروژه صهیونیسم فرو رفته است و بقیه مسئولیتها متوجه بدنه اسلامی و عربی این پیکان است
دسته ها : اجتماعی
جمعه سیزدهم 10 1387

 

 لیست مقالات آموزشی مذهبی علمی کاربردی دانشمندان وغیره..

کلیک کنید

دسته ها : اجتماعی
جمعه سیزدهم 10 1387

بیو گرافی و عکسهای  بازیگران ایرانی و هنر پیشه های نامی

کلیک کنید

دسته ها : اجتماعی
جمعه سیزدهم 10 1387
رفاه اجتماعی، جسمی، روانی و معنوی تعریف کاملی از سلامت امروزی استدر گذشته سلامت را نبود بیماری می پنداشتند اما امروزه رفاه اجتماعی، جسمی، روانی و معنوی تعریف کاملی از سلامت است.   
شهرام رفیعی فر سردبیر هفته نامه سلامت در گفتگو با خبرنگار اجتماعی برنا، گفت: در گذشته سلامت را نبود بیماری می پنداشتند اما امروزه رفاه اجتماعی، جسمی، روانی و معنوی تعریف کاملی از سلامت است. در تعریف عملیاتی سلامت باید بگوییم که انسان سالم انسانی است که نیازهایش را شناسایی کرده و در الویت قرار می دهد و با تامین منابع مورد نیاز، برای اجرای برنامه هایی که طراحی کرده است به نیازهایش پاسخ بدهد.رفیعی فر ادامه داد: این پاسخ به دو صورت است یک تغییر رفتار و دوم تغییر شیرایط زندگی و جامعه ای که در آن زندگی می کند. تعریف دیگر سلامتی به طور عادلانه تر، برخورداری مردم از مسکن، آب، غذا، دسترسی شفاف تر و عادلانه تر است. براساس این اطلاعات سرنوشت فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد قابل کنترل بوده و برخورداری از سواد سلامت و احساس وابستگی به جامعه، تاریخ، تمدن و ارزش هایی که در آن به وجود آمده اند قابل دسترسی است. درنتیجه نقش فرد در رسیدن به سلامت بسیار مهم است.
وی افزود: همچنین عوامل بین فردی، اجتماعی و شرایط محیط بر روی شیوه زندگی افراد بسیار موثر است. ارتقا سلامت یعنی اینکه انسان ها بتوانند سالم باشند و سالم تر بمانند و سلامتشان را افزایش داده و برای رسیدن به سلامت تصمیم گیری کنند و بتوانند سرنوشت فردی، اجتماعی و خانوادگی را کنترل کنند. سلامت راهی است که مردم توانمند یک جامعه توانمند را انتخاب کرده و دنبال کنند و از یک زندگی با کیفیت و تعالی در یک جامعه توسعه یافته و مبتنی بر ارزش ها برخوردار باشد.
رفیعی فر ابراز داشت: برای رسیدن به این برنامه ها باید رفتار سنتی با سلامت عوض شود. درواقع باید هم به یک ملت متحد نسبت به سلامت برسیم و هم به یک دولت متحد نسبت به سلامت. ملت متحد نسبت به سلامت ملتی است که با کنترل سرنوشت خود و رفتارهایش، سلامتش را حفظ کرده و افزایش می دهد. دولت متحد نسبت به سلامت نیز دولتی است که سرمایه گذاری برای سلامت را در الویت قرار داده و به جز سیاست های مالی سلامت سیاست دیگری را انتخاب نمی کند بنابراین هم باید برای سلامت و دولت ها ظرفیت سازی صورت گیرد و هم ملت ها توانمند شوند.
وی افزود: ظرفیت سازی در دولت ها و توانمدسازی در ملت ها نیازمند برقراری ارتباط موثر بین آن ها است که این ارتباط را آموزش سلامت گویند.   
دسته ها : اجتماعی
سه شنبه سوم 10 1387
X