HTML,PHP,ASP,MYSQL,FLASH,JAVA,CSS,IIS,MSSQL,مجموعه نرم افزارهای وب

این مجموعه شامل بیش از 1000000نرم افزار تخصصی و کاربردی تحت وب است که تمامی کاربران اینترنتی دنیا از یکی از نرم افزارهای این مجموعه

استفاده میکنند.تمامی نرم افزارهای این مجموعه قابل بروزرسانی رایگان از اینترنت میباشند و به صورت کراک شده در اختیار شما قرار می گیرداین

پگ شامل 3دی وی دی مجزا است .در این مجموعه سعی شده ورژن های جدیدی از نرم افزارها اراعه شود و تا حدی راهنمای نصب در فایلها قرار

گرفته شده باشدو این تاحدی کار را برای شما آسان تر میکند .

::خارج از مجموعه::

بعضی از کاربران اینترنتی به دنبال اسکریپتهاوسیستم های مدیریت محتوا و یا به زبان ساده تر نرم افزار تحت وب میگردند

گروه نرم افزاری( پی سی ان نیازه امروز)این کار را برای شما راحت تر کرده و با ارائه مجموعه ای کامل از 2000000اسکریپت,

تمپلیت ماژول وکامپیوننت آماده وبسایتها به زبانهای فارسی و دیگر زبانها گامی دیگر جهت طراحی و مدیریت وبسایت آسان بدون نیاز به دانش وب

کرده که دیگر کسی برای وبسایت خود به شرکتها جهت طراحی با هزینه های بالا نرود .

برای راحتی کار شما این مجموعه را به شما و دوستانتان پیشنهاد میکنیم.

قیمت مجموعه نرم افزارهای وب::شامل 3دی وی دی با هزینه ارسال فقط16هزار تومان میباشد

قیمت مجموعه 2000000با هزینه ارسال::شامل 5دی وی دی فقط 28هزار تومان میباشد . .

جهت خرید نرم افزار های ذکر شدهبه اطلاعات زیر مراجعه کنید::

p30nic@gmail.com

niazeemrooz@gmail.com

www.p30n.ir

 

09364846618

دسته ها :
دوشنبه بیست و پنجم 3 1388


(آزادى تکوینى و تشریعى و بیان اینکه آزادى انسان متاءثر مى شود از: اسباب وعلل ، و حیات اجتماعى و مدنى )
انسان به حسب خلقتش موجودى است داراى شعور و اراده تنها او است که مى تواند براى خود هر کارى را که مى خواهد اختیارکند،
و به عبارتى دیگر او در هر فعلى که به آن برخورد نموده و از آن مطلع شود (هم ) مى تواند طرف انجام دادن آن فعل را انتخاب کند و (هم ) مى تواند طرف ترک آن را برگزیند، پس هر فعلى از افعال که آوردنش براى آدمى ممکن باشد وقتى به انسان پیشنهاد شود انسان به حسب طبعش در سر یک دو راهى مى ایستد و مى اندیشد که آیا این فعل را انجام دهم و یا ترک کنم ، و اما در اصل این اختیار مجبور و به عبارتى صحیح تر مضطر و ناچار است هر چند که در انجام و ترک افعال مختار است و به همین جهت فعل را به او نسبت مى دهیم چون انسان به حکم فطرتش نسبت به فعل و ترک مطلق العنان است و این انتخابش نه در طرف فعل و نه در طرف ترک مقید به هیچ قیدى و معلول هیچ علتى غیر از انتخاب خودش نیست و این است معناى اینکه مى گوییم انسان تکوینا و به حسب خلقتش ‍ موجودى است آزاد.
و لازمه این آزادى تکوینى یک آزادى دیگر است و آن آزادى تشریعى (قانونى ) است که در زندگى اجتماعیش به آن آزادى تمسک مى کند و آن این است که از میان انواع طرقى که براى زندگى اجتماعى هست طریق دلخواه خود را انتخاب کند و هر جور که دلش ‍ مى خواهد عمل کند و احدى از بنى نوع او حق ندارد بر او استعلاء یافته و او را برده و بنده مطیع خود کند و اراده و عمل او را مالک گشته هواى دل خود و خواست خود را بر خلاف میل او بر او تحمیل کند براى اینکه افراد این نوع ، همه مثل هم هستند هر حق و مزیت و... که این دارد غیر این نیز دارد از آن جمله طبیعت حرّ و آزاد است که اگر این دارد همه نیز دارند و نباید یکى آقابالاسر دیگران باشد همچنانکه قرآن کریم (که همه دستوراتش مطابق با فطرت است در اینجا نیز به همین حکم فطرى و طبیعى تصریح نموده ) مى فرماید: (و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون اللّه ). و نیز فرموده : (ما کان لبشر... ثم یقول للناس کونوا عبادا لى من دون اللّه ).
این وضع انسان است نسبت به مثل خود و بنى نوع خود و اما نسبت به علل و اسبابى که این طبیعت و سایر طبیعتها را به انسان داده هیچ حریت و آزادى در قبال آن ندارد زیرا آن علل و اسباب ، مالک و محیط به انسان از جمیع جهاتند و انسانها چون موم در دست آن علل و اسبابند، این علل و اسباب همانهایند که با انشاء و نفوذ امر خود، انسان را آنطور که خواسته اند پدید آوردند،
و انسان را بر اساس آنچه از ساختمان و آثار و خواص در او بوده درست کرده اند (او چگونه مى تواند در کار آن علل مداخله کند) بله او در کار خودش مختار هست به این معنا که هر چه را که دوست بدارد مى تواند قبول کند و هر چه را که کراهت دارد مى تواند رد کند بلکه به یک معنایى دقیقتر باید گفت : هر چه را که از او خواسته اند دوست بدارد و بپذیرد دوست مى دارد و مى پذیرد حتى اعمال اختیارش هم که میدان و جولانگاه حریت آدمى است انسان در آن اعمال نیز آزاد آزاد نیست بلکه آزادى خود را طورى اعمال مى کند که آن علل و اسباب از او خواسته اند، پس اینطور نیست که انسان هر چه را که دوست بدارد و اراده کند واقع بشود و هر چه را که براى خود بپسندد و اختیار کند موفق به آن بشود و این بسیار روشن است (و هر کسى آن را بارها در زندگیش تجربه کرده است ).
و این علل و اسباب همانهایند که انسان را به جهازاتى مجهز کرده اند، جهازاتى که حوایج و نواقص وجود او را به یادش مى آورند و به کارهایى وادار مى کنند که آن کارها سعادتش را تاءمین و نواقص وجودش را برطرف سازد، دستگاه گوارشش با غش و ضعف کردن به او اعلام مى کند که بدنت سوخت مى خواهد، برخیز و غذایى برایش فراهم آور و یا بدنت به آب احتیاج دارد برخیز برایش آب تهیه کن ، و نه تنها به یاد او مى آورد که بدنت سوخت و یا آب مى خواهد بلکه او را به غذایى هم که با ساختمان بدنى او سازگار است هدایت مى کند اگر گوشت خام به این دستگاه عرضه شود پس مى زند و با زبان بى زبانى مى گوید من نان مى خواهم و یا گوشت پخته مى خواهم و او را آرام نمى گذارد تا وقتى که سیر و سیراب شود، و همچنین دستگاه هاى دیگرى که علل و اسباب عالیه در ساختمان بشر قرار داده هر یک انسان را به یاد نواقص و کمبودهایى که دارد مى اندازد و راه جبران آن کمبود را نیز به او نشان مى دهد.
این علل و اسبابى که گفتیم آن بعثها و آن هدایتها را دارد با حکمى تشریعى و قانونى امورى را بر فرد فرد انسانها واجب کرده که داراى مصالحى واقعى است ، مصالحى که انسان ، نه مى تواند منکر آن شود و نه مى تواند از امتثال حکم تشریعى علل سرپیچى نموده ، بگوید: من فلان چیز را نمى خواهم ، مثلا من نمى خواهم غذا بخورم و یا آب بنوشم و یا براى خود سکنایى بگیرم و از سرما و گرما خود را حفظ کنم ، و من نمى خواهم در مقام دفاع از خود بر آمده ، هر چیزى که وجود و منافع مرا تهدید مى کند از خود دور سازم .
علل و اسباب مذکور علاوه بر آن هدایت و بعث تکوینى و علاوه بر آنگونه احکام تشریعى ، درک یک مساله اى را نیز در فطرت بشر نهاده و آن این است که باید زندگى اجتماعى تشکیل دهد و خود به تنهایى نمى تواند ادامه حیات دهد، و انسان نیز این مساله را اذعان کرده
که آرى واجب است من نخست اجتماعى منزلى و سپس اجتماعى مدنى تشکیل دهم و جز زندگى اجتماعى و جز در مسیر تعاون و تعامل نمى توانم به سعادت برسم ، باید با سایر افراد تعاون داشته باشم آنها هر یک گوشه کارى از کارها را بگیرند من نیز گوشه کارى دیگر را و نیز باید با سایر افراد تعامل داشته باشم یعنى از آنچه تولید کرده ام هر مقدار که مورد حاجت خودم است بردارم و مازاد آن را با مازاد تولید دیگران معامله کنم تا همه افراد همه چیز را دارا شویم اینجا است که ناگهان متوجه مى شود که به حکم اضطرار باید از دو جهت از موهبت حریت و آزادیش چشم بپوشد:
جهت اول اینکه : اجتماع وقتى از افراد تشکیل مى یابد که یک فرد به سایر افرادى که با او تعاون دارند حقوقى را بدهد که آنها آن حقوق را به وى داده اند، و حقوق آنان را محترم بشمارد تا آنها نیز حقوق وى را محترم بشمارند و این حقوق متقابل اینطور تاءدیه مى شود که این فرد براى مردم همان عملى را انجام دهد که مردم براى او انجام مى دهند و همان مقدار براى مردم سودمند باشد که از مردم سود مى برد و همان مقدار مردم را محروم از آزادى بداند که خود را محروم مى داند، نه اینکه مردم را محروم بداند ولى خود را آزاد و افسار گسیخته بپندارد، پس یک فرد از مجتمع حق ندارد هر کارى که دلش مى خواهد بکند و هر حکمى که دوست دارد براند، بلکه او در موردى حر و آزاد است که به حریت دیگران تنه نزند و مزاحم آزادى دیگران نباشد، پس در حقیقت این محرومیت از آزادى ، محرومیت از بعضى آزادیها است براى رسیدن به آزادیهایى دیگر.
جهت دوم اینکه : مجتمع تشکیل نمى شود و دوام نمى یابد مگر وقتى که سنن و قوانینى در آن جارى باشد، قوانینى که مردم دور هم جمع شده ، آن را پذیرفته باشند و اگر همه آنان آن را نپذیرفته باشند حداقل اکثر مردم آن را قبول کرده و خود را تسلیم در برابر آن دانسته باشند، قوانینى که منافع عامه مردم را به حسب آن حیاتى که اجتماع دارد ضمانت کند، چه حیات متمدن و پیشرفته ، و چه منحط و پست و مصالح عالى اجتماع مردم را حفظ نماید.
و پر واضح است که احترام به این قوانین (وقتى کاربرد دارد و آن مصالح را تاءمین مى کند که افراد به آن عمل کنند و به آن احترام بگذارند و عمل به آن قوانین خواه ناخواه ) آزادى افراد را در مورد خودش سلب مى کند، پس کسى که قانون را جعل مى کند و یا سنت را باب مى کند حال چه اینکه سازنده قانون عامه اهل اجتماع باشد و چه برگزیدگان آنان و چه پادشاهشان و چه اینکه خداى تعالى و رسول او باشد تا ببینى سنت و قانون چه باشد، به هر حال پاره اى از آزادیهاى مردم را به منظور حفظ پاره اى دیگر سلب مى کند، خداى عزوجل در کلام مجیدش به این حقیقت اشاره نموده ، میفرماید:
(
و ربک یخلق ما یشاء و یختار ما کان لهم الخیرة ). و نیز مى فرماید: (و ما کان لمومن و لا مومنة اذا قضى اللّه و رسوله امرا ان یکون لهم الخیرة من امرهم و من یعص اللّه و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا.)
پس خلاصه کلام ما این شد که انسان در مقایسه با همنوعانش در مواردى آزاد است که مربوط به شخص خودش باشد و اما در مواردى که پاى مصلحت ملزمه خود او و بالاخص مصلحت ملزمه اجتماع و عامه مردم در کار باشد و علل و اسباب او را به مصالحى و به مقتضیات آن مصالح هدایت کند در آنجا دیگر به هیچ وجه آزادى اراده و عمل ندارد و در چنین مواردى اگر کسى و یا کسانى او را به سوى سنت و یا هر عملى که قانون و یا مجرى قانون و یا فردى ناصح و متبرع آن را موافق با مصالح انسانیت تشخیص داده دعوت کند و به اصطلاح امر به معروف و نهى از منکر نماید و براى دعوت خود حجت و دلیلى روشن بیاورد نباید او را به زورگویى و سلب حریت مشروع افراد متهم نمود.
و اما آن علل و اسبابى که گفتیم دست در کار تجهیز انسان به جهازات مختلف و هادى و یادآور انسان به تکمیل نواقص و حوایج خویش و به زندگى اجتماعى و به تسلیم در برابر قانون و... است هر حکمى که مى کنند از نظر تعلیم توحیدى اسلام مصادیقى هستند براى اراده خداى سبحان و یا اذن او.
آرى بنا بر آنچه تعلیم الهى ما را به آن هدایت مى کند خداى تبارک و تعالى مالک على الاطلاق است و غیر او جز مملوکیت از هر جهت ، چیزى ندارد و انسان جز عبودیت محض ، مالک چیزى نیست و همین مالکیت على الاطلاق خداى سبحان هر گونه حریتى را که انسان براى خود توهم مى کند سلب مى نماید همچنانکه همین مالکیت على الاطلاق خداى سبحان بود که انسانها را از قید بردگى و بندگى انسانهاى دیگر آزاد نموده و او را نسبت به سایر همنوعانش آزادى بخشید، و ربوبیت و مولویت هر انسانى نسبت به انسانهاى دیگر را ممنوع اعلام نموده ، فرمود: (ان لا نعبد الا اللّه و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون اللّه ).
پس خداى سبحان حاکم على الاطلاق و مطاع بدون قید و شرط است همچنانکه خودش فرمود: (ان الحکم الا لله ) و اگر رسولان اولى الامر و بعضى از افراد امت اسلامى حق امر به معروف و نهى از منکر دارند و امت ، ماءمور به اطاعت از آنان هستند این حق را خداى عزوجل به آنان داده و به همین جهت امت اسلام در قبال کلمه حقى که از آن حضرات صادر مى شود و مردم را به سوى آن دعوت مى کند هیچگونه حریتى ندارند (نه اینکه حریت داشته اند ولى رسول و اولى الامر و مثلا فقهاء آن حریت را از مردم سلب کرده باشند) همچنانکه خداى تعالى فرموده : (و المؤ منون و المؤ منات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)
www.p30n.ir

 

دسته ها :
دوشنبه بیست و پنجم 3 1388

انجمن مهدی موعود(ع)

با سلام :منتظر حضور سبز شما در انجمن مهدی موعود(ع) هستیم

کلیک کنید

دسته ها :
جمعه سیزدهم 10 1387

روزگار سپری شده دختران سالخورده

آرام وارد راهرو شد. بی آن که چراغ راه پله را روشن کند، کورمال کورمال از پله ها بالا رفت. مواظب بود کسی متوجه رفت و آمدش نشود که ناگهان دستش به زنگ همسایه خورد و از ترس وسایلی که در دستش بود به زمین ریخت. بی درنگ مرد همسایه جلوی چشمانش ظاهر شد و خواست به او کمک کند. همین طور که در حال جمع کردن وسائل بود چشم از او بر نمی داشت و نگاه هایی عجیب و غریب می انداخت که خبر از شومی افکارش می داد...آرام وارد راهرو شد، بی آن که چراغ راه پله را روشن کند. کورمال کورمال از پله ها بالا می رفت، مواظب بود کسی متوجه رفت و آمدش نشود که ناگهان دستش به زنگ همسایه خورد و از ترس وسایلی که در دستش بود به زمین ریخت. بی درنگ مرد همسایه جلوی چشمانش ظاهر شد و خواست به او کمک کند. همین طور که در حال جمع کردن وسائل بود چشم از او بر نمی داشت و نگاه هایی عجیب و غریب می انداخت که خبر از شومی افکارش می داد. تا اینکه مرد همسایه صدای عصبانی همسرش را شنید، شب به خیری گفت و به داخل رفت. تمام این ملاحظه کاری ها به خاطر این بود که ساکنان آپارتمان دوست نداشتند یک همسایه مجرد در کنارشان زندگی کند. آن هم یک زن!پدیده نو ظهور در جامعه ایرانی
امروزه شاهد رشد روز افزون موسسات آموزش عالی و دانشگاه ها هستیم. جوانان، جمعیت فعال و آنهایی که آرزوهایی بزرگ در سر می پرورانند، مشتاق تحصیل در این موسسات هستند. در این میان با رشد ناگهانی دانش پذیران زن مواجه می شویم. رشد افزایشی این رویکرد در جامعه تبعاتی به دنبال دارد که افزایش سن ازدواج و مشکلات ازدواج دختران تحصیل کرده و توقعات بالای این قشر از آن جمله اند.به گفته کارشناسان "هر چه تحصیلات دختران بالا می رود دایره همسر گزینی آن ها تنگ تر می شود". بر این اساس دختری که تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کرده است. فقط حاضر است با کسی ازدواج کند که حداقل تا این مقطع یا بالاتر از آن تحصیل کرده باشد.مقدمات زندگی مجردی
تحصیلات عالیه در میان دختران و جدایی از خانواده برای ادامه تحصیلی از دسته عواملی است که سبب می شود دختران، آماده برای یک زندگی تنها و مجردی شوند. همین طور طلاق دیگر معضلی است که زنان را تشویق به مجرد زندگی کردن می کند.هنگامی که زنی برای جدایی از همسرش با مخالفت خانواده مواجه می شود به این سمت می رود که دور از همه و به تنهایی زندگی کند.
حال اینکه زنی جوان بتواند تنها زندگی کند، پدیده ای نوظهور و عجیب در جامعه ایران تلقی می شود.زیرا، همیشه زنان دراین سرزمین در سایه و ولایت مردی مثل پدر، برادر، همسر، پسر، زندگی کرده اند.
در سال های اخیر تعداد دختران دانشجو که از روستا یا شهرستان به قصد تحصیل به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند، زیاد شده است. تجربه استقلال فردی و زندگی دور از خانواده و به دور از محدودیت ها، باعث شده تعداد کثیری از دختران متمایل باشند جایی دور از خانواده زندگی کنند.
که البته اجازه این استقلال از سوی ساختار سنتی خانواده ایرانی، غالبا به بهانه فرصت شغلی بهتر یا ادامه تحصیل و ساختن آینده ای روشن به دختران داده می شود.
بیشتر زنانی که زندگی مجردی را تجربه کرده اند معتقدند در صورت وجود منبع درآمد کافی این نوع زندگی از امتیازات بسیاری برخوردار است.
البته مشکلاتی هم در حاشیه این نوع زندگی وجود دارد که قابل بحث و بررسی است. بسیاری از مسئولیت ها در خانه مردانه تلقی می شود که اصولا یک زن از به عهده گرفتن آنها به واسطه نوع تربیت و نگاه اجتماعی به آن، عاجز است.استقلال دختران در سایه حمایت خانواده
فاطمه، الف دختر 35 ساله ای است که بعد از مرگ پدر و مادرش به تنهایی زندگی می کند. او درباره مشکلات تنها بودنش می گوید: گاهی لوازمی در خانه خراب می شود و من در تعمیر آنها تخصصی ندارم که در این صورت برای آوردن تعمیرکار مجبورم با دوستی و یا همسایه ای هماهنگ کنم تا در زمان آمدن تعمیرکار در خانه تنها نباشم.
الهه دیگر تنهای آپارتمان نشین می گوید: وقتی آپارتمانی را اجاره کردم متوجه شدم همسایه ها خیلی از بودن من در ساختمان راضی به نظر نمی رسند و و زن های همسایه چپ چپ نگاهم می کنند و به نظر می رسید مردها نیز زیر چشمی مرا می پایند و مترصد فرصت اند. من همیشه در یک انزوا و اضطراب به سر می برم.
مریم احمدی؛ جامعه شناس در گفتگو با برنا درباره علاقه زنان به تنهایی زندگی کردن می گوید: یکی از اهداف توسعه و گام نهادن در مسیر مدرنیزم، اشتغال زن و استقلال مالی اوست.
این مشارکت در امور اقتصادی به نوعی آگاهی منجر می شود که استقلال را در تمام زمینه ها طلب می کند. یکی از تبعات استقلال مالی در زنان علاقه آن ها برای رهایی از سلطه والدین است. جامعه نیز به شکل خودکار این اتفاق را ترغیب می کند.
این جامعه شناس می گوید: بیشتر دخترانی که مستقل از خانواده زندگی می کنند به بهانه ادامه تحصیل از شهرها و خانواده خود جدا شده اند و بخشی دیگر از آن ها محصول طلاق هستند.
وی ادامه می دهد: در ایران مجرد زندگی کردن مساوی است با افزایش فساد و بی بند و باری اما الزاما این پدیده چنین پیامدی ندارد.به اعتقاد این جامعه شناس بهترین الگوی استقلال دختران جوان در ایران استقلال در سایه نظارت خانواده و حمایت آن ها با در نظر گرفتن حقوق فردی دختران است.عروس هایی بزرگتر از دامادچند سالی است که با ازدواج دخترانی در سنین بالاتر از پسران روبرو هستیم. تفاوت های انسان های دیروزی و امروزی سنت هایی را که در مقوله ازدواج حکمرانی می کنند، تحت تاثیر قرارداده و باعث شده که ازدواج دختران با پسران جوان تر را شاهد باشیم.حال اگر بگوییم؛ ازدواج به بزرگترین ریسک زندگی دختران و پسران تبدیل شده است، بیراه نگفته ایم.رسیدن به سنی که تنهایی آزارت می دهدهمچنین شیوع چنین موضوعی سبب شده شاهد افزایش 57/57 درصدی ازدواج هایی باشیم که سن زن 20 سال بیشتر از شوهر است. امروز کم نیستند دخترانی که در جوانی، تب رفتن به دانشگاه و مستقل شدن در آن ها داغ بوده و احساس می کردند ازدواج مانعی بر سر راه پیشرفتشان است. در نتیجه پیشنهادهای ازدواج را رد کرده و یا جواب منفی می دادند. اما اکنون به سنی رسیده اند که تنهایی آزارشان می دهد و مردان کمتری خواهان ازدواج با آنها هستند. این قشر برای خلاص شدن از حرف ها و حدیث ها حاضرند با پسرانی کوچکتر از خودشان ازدواج کنند.فرزانه 35 سال و همسرش 26 ساله است او خود را زنی فریب خورده می پندارد و می گوید ازدواج اولش با مردی که 15 سال از او بزرگتر بوده صورت گرفت و در پی ابراز علاقه شدید همسر دومش که در یک میهمانی با او آشنا شده بود ازدواج با وی را پذیرفت. اما هنوز دو سال از ازدواجشان نمی گذرد که متوجه می شود تمام این ابراز احساسات به خاطر پول و مادیات بوده است.علی که 8 سال از همسرش بزرگتر است در این باره می گوید طبیعی است که پسر به خاطر مرد بودنش و سنت حاکم شده بر فرهنگ جامعه باید چندسالی از همسرش بزرگتر باشد.اما من و همسرم با آن که با مخالفت های خانواده مواجه شدیم و از نظر مالی در شرایط بدی به سر می بردیم با تلاش و اتحاد با یکدیگر توانستیم به مدارج عالی برسیم و زندگی ایده آلی داشته باشیم.مشکلات مالی عامل اصلی ازدواج های غیر متعارفحمید اولادی کارشناس مسائل حقوقی در مورد افزایش تفاوت های سنی در ازدواج به خبرنگار برنا می گوید: مشکلات مالی باعث گرایش دختران جوان به ازدواج با افراد مسن شده است و از طرفی ممکن است پسرانی که مشکلات مالی دارند با دختران بزرگتر از خود ولی با وضعیت مالی مناسب ازداج کنند.وی یادآور شد زمانی که پسری با زن مسن تر از خودش ازدواج می کند در آینده دچار مشکلاتی خواهد شد چون از لحاظ روحی و اخلاقی با یکدیگر متفاوت هستند.به گفته این کارشناس حقوقی وقتی سن بین زوجین افزایش می یابد مشکلات و اختلافات نیز زیاد می شود.اولادی اظهار داشت: تاثیرات فرهنگی جانبی باعث می شود که جوانان ما بدون تفکر اقدام به ازدواج کنند و از روی اجبار و فشار محیط، افرادی را برای ازدواج انتخاب کنند که از لحاظ سنی تفاوت بسیاری با آن ها دارد.وی در پایان می گوید: خانواده ها معمولا با این نوع ازدواج ها مخالف هستند و دختر و پسرها معمولا به شیوه معامله به این نوع از ازدواج ها نگاه می کنند. اغلب جوانانی که برای ازدواج ها با تفاوت سنی زیاد تمایل دارند این گونه تصور می کنند که جوانی را می دهم ولی در مقابل پول و وضعیت اقتصادی خوب را به دست می آورم. طبیعی است که وقتی زندگی شکل معامله می گیرد مسلما مشکلاتی را در پی خواهد داشت.رسیدگی مادرانه به مردانی کوچکبنابراین امکانات و وضعیت اقتصادی مناسب یکی از دلایلی است که جوانان را به سمت زنان مسن تر از خود می کشاند، زنانی که با مردان کوچک تر از خود ازدواج می کنند در حقیقت نقش "همسر- مادر" را برای شوهر خود اجرا می کنند و شوهران را مانند فرزندشان حمایت و رسیدگی می کنند و این می تواند نکته مثبت این ازدواج ها باشد. اما به دلیل سابقه فرهنگی و کلیشه های سنتی در مورد این نوع ازدواج زنانی که با مردان کوچک تر از خود ازدواج می کنند مجبور به تحمل فشار و مشکلات بیشتری هستند چون هم از طرف خانواده شوهر و هم اجتماع، مورد تمسخر و ایراد قرار می گیرند.یکی دیگر از معایب این نوع ازدواج ها این است که جوانان به جای اینکه روی پای خود بایستند یا ریشه های اصلی ناکامی شان را پیدا کنند به اتکا کردن و قرار گرفتن در پناه شخص دیگری عادت می کنند که این شخص می تواند همسری با 10 سال اختلاف سنی باشد.دکتر علی محمدی در خصوص جنبه های مختلف این نوع ازدواج ها به خبرنگار ما گفت: یکی از جنبه های مثبت این ازدواج ها ضد کلیشه بودن آن است. از سوی دیگر ازدواج زنان با پسران کوچک تر از خود ازدواج های موفق تری است، یعنی وقتی آمار این نوع ازدواج ها افزایش می یابد، نشان می دهد که جوانان برای ازدواج از امکانات موجود استفاده می کنند و زنان هم به جای اینکه همسر دوم مرد دیگری شوند پسران جوان را برای زندگی مشترک خود انتخاب می کنند.وی در ادامه تاکید می کند، با تمام این حرف ها اختلاف سن زیاد در ازدواج نوعی ناهنجاری محسوب می شود و باید دلایل این ناهنجاری ها بررسی شود.شرایط جامعه باید به گونه ای باشد که وسایل رسیدن به هدف های موجود را با امکانات افراد هماهنگ کند و گرنه وقتی بین این خواسته ها و امکانات موجود در جامعه شکاف به وجود بیاید شاهد ازدیاد ازدواج با فاصله سنی بالا و دیگر مسائل بحرانی در امر ازدواج خواهیم بود.  فقر و ثروتدر طول تاریخ همواره انسان های فقیر و ضعیف وجود داشته اند . متاسفانه فقر بر خلاف آنچه که تصور می شود نه یک قانون الهی بلکه یک قانون اجتماعی است . به این معنا که افرادی که شم اقتصادی قوی دارند با استفاده از نیروی فکرشان و تا حدی هم شانس دسترنج مردم محروم است 

 

دسته ها :
سه شنبه سوم 10 1387
نگاهی به پدیده «فرزند فروشی»... بچه می‌خری؟
جام جم آنلاین: «آقا! بچه می‌خری؟» ، «خانوم! ‌بچه می‌خری؟» ، «خانوم! یه دقیقه صبر کن، ببینش، بچه خوبیه‌‌ها ...» ، «آقا با توام، نگاش کن»! ، «دو میلیون، فقط 2 میلیون تومن».کوچک بود، آنقدر کوچک که راه رفتن را هنوز نمی‌دانست. مرد، فرزندش را در آغوش داشت. پسرک گریه می‌کرد و اشک‌هایی از جنس بی‌قراری پهنای صورتش را می‌پوشاند. گاه‌گاهی لبخندی بی‌رمق بر چهره‌اش می‌نشست؛ گرسنه بود یا سیر؟ هوای مادرش را داشت شاید.
هفته پیش بود یا ماه پیش، چه توفیری دارد؛ خیلی از پایتخت‌نشینان که به دنبال دغدغه‌های روزمره‌شان بودند، دیدند پدری چوب حراج بر فرزندش می‌زند. آنها دیدند که اندوه از آن پدر بود و آینده‌ای نامعلوم برای کودک رقم می‌خورد؛ هر چه بود خبر به گوش خیلی از ایرانی‌ها رسید.سوار تاکسی که می‌شدی یا برای خرید که می‌رفتی همه از این پدر و پسر می‌گفتند. مردی معتاد و 60 ساله، با بهانه آن‌که پسر یک ساله‌اش برای خواب سرپناهی داشته باشد و از اعتیاد خانواده‌اش رهایی پیدا کند ، می‌خواست او را بفروشد، آن هم در یکی از میدان‌های پررفت و آمد شهر؛ اما داستان این حراج با مداخله پلیس ناتمام ماند...
این اتفاق شاید برای نخستین‌بار بود که در قلب پایتخت، قلب رهگذران و مخاطبان را نشانه می‌رفت؛ اما نه، بی‌گمان این نخستین مرتبه نیست که کالایی در لباس یک انسان به فروش می‌رسد؛ کارشناسان می‌گویند این معامله از گذشته‌های دور در میان برخی از خانواده‌های بی‌بضاعت رواج داشته است؛ در بهترین حالت وقتی خانواده‌ای نمی‌تواند از پس مخارج فرزندان پرتعداد برآید با خانواده‌ای که از داشتن نعمت فرزند محروم است بر سر یکی از فرزندانش توافق می‌کند تا با پولی که می‌گیرد، برای مدتی سایه فقر را از آسمان خانه‌اش دور کند.اما این بهترین حالت بود؛ زیرا والدینی هم هستند که فرزندان خود را برای ازدواج اجباری می‌فروشند؛ گروهی آنان را در اختیار قاچاقچیان مواد مخدر می‌گذارند، یعنی فرزندان خود را به باندهای حمل مواد مخدر می‌فروشند تا آنها هم در این کار سهیم شوند. عده‌ای هم فرزندانشان را به قاچاقچیان انسان می‌دهند تا اندام آنها را برای پیوند عضو از بدن‌های نحیفشان جدا کنند؛ صاحب‌نظران اجتماعی وقتی این انگیزه‌ها ر ا برای فروش برمی‌شمارند بر این نکته نیز تاکید می‌کنند که فروش فرزندان برای پیوند عضو بندرت در ایران رخ می‌دهد. در این میان هم هستند کسانی که در ازای واگذاری همیشگی حضانت فرزندان خود، پولی از خانواده دوم دریافت نمی‌کنند، چرا که به زعم آنها با این هدیه خود یک زندگی مشترک را از مرز فروپاشی به عقب رانده‌اند.اما مریم یوسفی، جامعه‌شناس، در این باره می‌گوید: فروش فرزندان همیشه این‌گونه نیست که آنان را در قبال پولی به دیگری بدهند. وقتی پدری فرزندش را، دخترش را برای کار از روستا یا شهرستان به شهرهای بزرگ می‌فرستد و برایش مهم نیست که او کجا می‌خوابد و چگونه روزگار می‌گذراند هم به نوعی فرزندش را فروخته است.او بر این باور است که در 10 تا 15 سال اخیر، مقوله فرزندفروشی به معضلات دیگری که هر روز صفحه حوادث روزنامه‌ها را پر می‌کند پیوسته است.یوسفی در تشریح گفته‌هایش در ادامه این‌چنین سخن می‌گوید: دختری که به دلیل اعتیاد پدر، به مردی قاچاقچی فروخته می‌شود، در واقع از زندگی زناشویی چیزی نخواهد فهمید. از یک‌سو شاید اختلاف سنی زیاد با همسر و از سویی دیگر شکنجه‌های روحی و جسمی که در زندگی مشترک با آنها دست و پنجه نرم می‌کند، یا از او زنی افسرده خواهد ساخت یا او را به سوی خودکشی هدایت خواهد کرد.او معتقد است: گاهی ممکن است این نوع بچه‌ها در خانواده‌ای متدین مراحل رشد را طی کنند، اما اگر این فرزند پس از سالیان دراز به واقعی نبودن والدین فعلی خود پی ببرد، دچار ضربه شدید روحی خواهد شد.عاطفه مادری و مهر پدریانگار عاطفه مادری و مهر پدری در برخی از خانواده‌ها رنگ باخته که چنین اتفاقاتی رخ می‌دهد. با این حال هنوز هم حدود 70 درصد مردم تمام چیزهای خوب را برای فرزندانشان می‌خواهند و باید بر دستان مادری که یکه و تنها با رختشویی فرزندان خود را به مدارج عالی می‌رساند، یکی را پزشک و دیگری را مهندس به جامعه تحویل می‌دهد، بوسه زد. این ارمغان آداب و رسوم و فرهنگ غنی ایران است که باید فطرت را هم چاشنی آن کرد.راهکار نداریمیوسفی هم مهر تاییدی بر این ادعا می‌زند و می‌گوید ایثار را باید در قلب و رفتار مادران و پدران ایرانی جستجو کرد. این جامعه‌شناس وقتی به اینجا می‌رسد، اذعان می‌کند که بعضی‌ها هم واقعا مجبور می‌شوند دست از فرزندان خود بشویند: معمولا این نوع رفتارها در خانواده‌های پرجمعیت، کم‌سواد و فقیر رخ می‌دهد؛ چنان‌که وقتی عاملی مثل خشکسالی تمام دارایی و زحمت پدری را به قهقرا می‌فرستد و غول بزرگ هزینه‌ها خانواده‌ای را از تامین نیازهای اولیه محروم می‌کند، اینجاست که پدر و مادر مجبور می‌شوند قلب خود را زیر پا بگذارند.با این حال اگر آنها که لزوما معتاد نیستند و در بدهکاری فرو رفته‌اند، بدانند که در مواقع بیکاری، بیماری یا ازکارافتادگی نیازهای اولیه‌شان به هر ترتیب تامین خواهد شد، این‌گونه فرزندان خود را حراج نخواهند کرد؛ چرا که اگر دولت بخواهد مستقیما ساقه این معضل اجتماعی را قطع کند، باز هم این روند مخفیانه در جریان خواهد بود.  البته تاکنون نیز در مواجهه با این‌گونه آسیب‌‌ها این صورت مساله است که مطرح و پاک می‌شود و جای خالی راهکارهای موثر همیشه احساس شده است.سنت و خانوادههنوز هم در ایران سنت حرف اول را می‌زند و البته این یکی از غنیمت‌های یک جامعه سنتی است که خانواده را می‌توان با مفهوم واقعی‌اش در خانه‌های کوچک و بزرگ شهری و روستایی دید که همین خانواده همچون سدی مقابل سیل جرایم ریز و درشت می‌ایستد و بدین ترتیب زشتی‌هایی که در جوامع غربی در حال فربه شدن است کمتر به ایران راه پیدا می‌کند.وقتی مرزهای جغرافیایی را به مقصد سایر کشورها درمی‌نوردیم، مفهوم خانواده نیز تا حدودی رنگ می‌بازد و آثار انواع بزه‌‌ها از جمله  فرزندفروشی با رنگ و لعاب بیشتری رخ می‌نمایاند. برای مثال برخی از قبایل آمریکایی کودکان خود را در برابر اندکی شراب می‌بخشیدند یا در ژاپن پدر بزرگ می‌توانست فرزندان را به برده‌داران بفروشد.رفتاری غیرانسانیاما براستی این فقر اقتصادی است که این‌گونه کودکان را از حریم امن خانواده جدا می‌کند یا فقر فرهنگی؟در این میان برخی از صاحب‌نظران برای پاسخ به این سوال فقر فرهنگی را برمی‌گزینند، اما گروهی دیگر نه، آنها عوامل دیگری را هم در بروز چنین رفتاری موثر می‌دانند و فقر اقتصادی را در پله نخست جای می‌دهند.دکتر غلامعباس توسلی نیز با گروه دوم موافق است و وقتی از زوایه جامعه‌شناسی به این موضوع می‌نگرد، از فرزندفروشی به عنوان یک رفتار غیرانسانی یاد می‌کند. او بر این باور است که این رفتار وقتی از جانب یک پدر و مادر بروز می‌کند که آنها احساس نارسایی کرده باشند.توسلی می‌گوید: این یک مساله ثابت‌شده است و برای مصداق گفته‌هایش آزمایشی را یادآوری می‌کند که فرنگی‌ها برای یک میمون ترتیب داده‌اند. در این آزمایش یک میمون را به همراه فرزندش در یک حمام قرار دادند و رفته‌رفته بر حرارت کف حمام افزودند در ابتدا میمون مادر سعی می‌کرد با در آغوش کشیدن فرزندش او را از این گرما مصون بدارد اما وقتی این سوزانندگی به آخرین درجه خود رسید، فرزندش را زیر پاهای خود گذاشت تا گرما آسیبی به خودش وارد نکند.توسلی معتقد است:‌ اگرچه میمون از روی غریزه به این آزمایش واکنش نشان داد، اما انسان‌ها قابل مقایسه با این حیوان نیستند، چرا که از موهبت‌هایی چون عاطفه و ایمان برخوردارند؛ اما گاه انسان‌ها هم از سر بی‌ عاطفگی دست از فرزندان خود می‌شویند و چنان احساس نارسایی می‌کنند که ممکن است هر چیزی را فدای موقعیت خود کنند.محرومیت از سلامت روانی و فقر اقتصادی معمولا سبب چنین واکنش‌هایی از سوی آدم‌ها می‌شود، چنان که بسیاری از افراد برای برون‌رفت از وضعیت نامطلوب اقتصادی اعضای بدن خود از جمله کلیه‌شان را می‌فروشند.این جامعه ‌شناس در ادامه نقبی کوتاه هم به تاریخ می‌زند و می‌گوید: در طول تاریخ نیز بسیاری از افراد وقتی نمی‌‌ توانستند زندگی‌شان را با وجود فرزندان اداره کنند،‌ آنها را به برده‌داران می‌فروختند، اما در دنیای متمدن امروز، بروز چنین خطاهایی از سوی انسان‌ها بعید است.توسلی وقتی می‌خواهد برای درمان این معضل راهکار ارائه کند،‌ به زدودن چهره فقر از اجتماع اشاره می‌نماید: شرایط کشور از حیث میزان افراد معتاد حاد است و همین مساله وضعیت را در کنار سایر کشورها غیرعادی جلوه می‌دهد اما در عین حال اطلاع‌رسانی هم موثر است، تا جایی که می‌تواند از میزان این نوع جرایم بکاهد. البته سیستم‌هایی که برای رسیدگی به آسیب‌‌های اجتماعی اختصاص دارد نیز باید گسترش یابد تا کودکان و اشخاصی که در معرض تهدید قرار دارند با ارتباط با این سیستم‌ها خود را از خطر برهانند.قانون چه می‌گوید؟در این میان به نظر می‌رسد که نه‌تنها هیچ عامل بازدارنده‌ای اشخاص را از خرید و فروش کودکان نمی‌‌هراساند، بلکه وقتی کودکی به‌ مثابه کالایی کم‌ارزش با دستان پرمهر)!( والدین خود فروخته می‌شود نیز مجازات سنگینی در انتظار این قبیل پدر و مادرها نیست. اگرچه به اعتقاد بسیاری از حقوقدانان خرید و فروش کودک جرم تلقی می‌شود  حتی اگر خرید و فروش برای اعمال خلاف نباشد اما چندگانگی در مجازات‌ها به گونه‌ای است که تاثیر عمیقی در کاهش این نوع جرایم ندارد.این در حالی است که خرید و فروش کودک در فهرست مصادیق کودک‌آزاری قرار می‌گیرد و علاوه بر آن که ابعاد وسیعی به دنبال خواهد داشت،‌ جنبه بین‌‌المللی نیز پیدا می‌کند. با این حال مجازات‌هایی که برای خرید و فروش کودک در نظر گرفته می‌شود،  از مرز یک سال حبس یا 20 میلیون جزای نقدی تجاوز نمی‌‌کند.از همین‌رو محمدعلی جداری ‌فروغی، وکیل پایه یک دادگستری در این رابطه می‌گوید: اصولا در قانون اساسی، برای کلیه شهروندان،‌ حقوقی در نظر گرفته شده و در اصل نوزدهم و بیستم بر حقوق همه افراد که فرزندان و کودکان و خردسالان نیز شامل آن می‌شود تاکید شده است.در عین حال در اصل بیستم نیز آمده که همه افراد ملت اعم از زن و مرد به طور یکسان در حمایت قانون قرار می‌گیرند و از همه حقوق انسانی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند. همچنین در اصل بیست و دوم نیز از مصون بودن حیثیت و جان و مال حقوق افراد از تعرض سایرین تاکید شده است.او وقتی این مواد قانونی را برمی‌شمارد، در ادامه این‌گونه سخن می‌گوید: بنابراین بالاترین جرمی که می‌تواند جان اشخاص را اعم از آن که صغیر باشد یا کبیر، در معرض آسیب قرار دهد همانا فروختن جسم و روح یک انسان است، آن هم از جانب والدین.این عمل از جمله رفتارهایی است که می‌تواند وجدان عمومی جامعه را به طور وحشتناکی تحت‌تاثیر قرار دهد و کمتر کسی است که از شنیدن چنین اخباری تاثر تا اعماق وجودش نفوذ نکند.به اعتقاد او جرایم متعددی که در جامعه به وقوع می‌پیوندد دارای بسترهای فرهنگی است، اما این جرم بر بستر فقر بنا شده است و عواملی چون بیکاری، اعتیاد و بی‌سوادی هم به آن دامن می‌زند.جداری فروغی می‌گوید: در جامعه می‌بینیم که گاه یک زن یا مرد در خیابان به تکدی‌گری مشغول است و طفلی را نیز در آغوش دارد که این کودک در حالت عادی نیست و در یک وضعیت شبیه خواب و بیداری به سر می‌برد، بدیهی است که چیزی جز مخدر نمی‌تواند این کودکان را در این حالت نگاه دارد. بنابراین متکدیان به آنان مواد مخدر می‌خورانند تا با سوءاستفاده از این حالت با آب و تاب بیشتری به تکدی‌گری بپردازند. ظلمی که به این کودکان روا می‌شود چنان سنگین است که بعید است این کودکان فرزندان واقعی متکدیان باشند.متاسفانه این کودکان در سطح وسیعی خرید و فروش و از بدو تولد تا زمانی که خود را می‌شناسند در اثر تربیت ناصحیح و نگهداری غلط خود نیز به مجرمی تبدیل می‌شوند که بارها مورد آزار و اذیت و خرید و فروش قرار گرفته‌اند. به اعتقاد جامعه‌شناسان، این افراد وقتی این‌چنین به سن بزرگسالی می‌رسند با مفهوم خانواده چندان آشنا نیستند، چراکه در شرایط عادی‌ای رشد نیافته‌اند. بنابراین ممکن است این شخص حتی تشکیل خانواده هم بدهد، اما معنای ازخودگذشتگی والدین را به فرزندان هیچ‌گاه درک نکنند و چه‌بسا برای فروش فرزندانش هم ابایی نداشته باشد.جداری فروغی با تایید این موضوع می‌گوید: متاسفانه قانون نیز آن طور که باید و شاید نمی‌تواند درخصوص مجرمانی که دست به این گونه اعمال می‌زنند اجرا شود. پدران باید طبق قوانین از فرزندان خود مراقبت کنند و هزینه‌های مادی آنان را که اصطلاحا به آن نفقه گفته می‌شود بپردازند. پدر و مادرانی که اقدام به فروش فرزندان خود می‌کنند، نه‌تنها به وظیفه قانونی خود عمل نمی‌کنند که با سوءاستفاده از آنان سعی می‌کنند برای خود کسب درآمد کنند.او بر این باور است که قانون می‌تواند وارد عمل شود و از حقوق کودکان دفاع کند، به نحوی که دادستان یا مدعی‌العموم طبق قانون، وظیفه دفاع از حقوق این کودکان را به عهده دارد، اما جرم فروش فرزندان در میان افراد فقیر آنچنان گسترده و وسیع است که متاسفانه برخورد با آن به راحتی ممکن نیست.خرید کودک از پدر و مادر یا آدم‌رباییاین حقوقدان معتقد است: طبع این بزه ایجاب می‌کند که خریدار نیز مورد تعقیب قرار گیرد. به نظر من اگرچه کودک توسط پدر و مادر به اشخاص ثالث فروخته می‌شود، اما خریدار می‌تواند به عنوان آدم‌ربا که مجازاتش بسیار شدید است، مورد تعقیب قرار گیرد؛ چراکه طبیعت جرم آدم‌ربایی چنان است که در حقیقت وقتی شخصی توسط دیگری ربوده می‌شود، از حقوق انسانی خود محروم می‌گردد، حتی اگر در قبال دریافت مبلغی این کودک در اختیار شخص ثالث قرار گیرد. او می‌گوید: پدران و مادرانی که اقدام به فروش کودکان خود می‌کنند، جنایتکار هستند.مجازات خرید و فروش کودکان چیست؟جداری فروغی در پاسخ به این سوال می‌گوید: از دیدگاه فقهی و حقوقی موضوعی به نام خرید و فروش انسان وجود ندارد، بنابراین خلاف قانون است و آدم‌ربایی قلمداد می‌شود. آدم‌ربایی نیز ازجمله جرایم سنگینی است که می‌تواند حتی تا حبس ابد و اعدام نیز نسبت به موضوع جرم، مجازات داشته باشد.او بر این باور است که از دیدگاه حقوقی، چنین مجازات‌هایی می‌توانند راهکار مناسب برای برخورد با این جرایم باشند، اما در عمل این اتفاق رخ نمی‌دهد، چراکه بسیاری از کودکان که به فروش می‌رسند، فاقد شناسنامه و اوراق شناسایی هستند. بنابراین برخورد با این معضل بسیار پیچیده به نظر می‌رسد و برای برخورد با این گونه جرم‌ها، تحقیقات گسترده‌ای مورد نیاز است. در واقع شاید تنها توصیه‌ای که می‌توان ارائه کرد، ایجاد بستر فرهنگی از طریق آگاه کردن افراد جامعه است که می‌تواند به پیشگیری این نوع جرایم بینجامد.ندا گنجی
دسته ها :
سه شنبه سوم 10 1387

لینکستان و لینکهای تبلیغاتی خود را در این سایت به صورت کاملآ رایگان ثبت کنید

 

p30n

www.p30n.tk

 

دسته ها :
يکشنبه پنجم 8 1387

مثل ابر باش ولی نبار

این جمله ایست راجع به صبر

در کارهایتان چقدر صبر دارید

آیا زود عصبی میشوید

هر اخلاق شایسته ای که می خواهید داشته باشید

با ید آن را تمرین کنید

 

دسته ها :
سه شنبه شانزدهم 7 1387
X